تبليغاتX
سوالات ناتمام من - کتاب مقدس

یکشنبه سیزدهم آبان 1386

کتاب مقدس

اول از همه بگذاريد راجع به اسم كتاب مقدس مطلبي را بيان كنم .يك كتاب تنها وقتي مقدس است كه بتواند ثابت كند از طرف خدا بر پيامبرش نازل شده است. تنها تصور اينكه ممكن است كتابي وحي باشد كافي نيست كه آن را مقدس بناميم.البته مدارك نه مي تواند بر پايه ي خشم و نفرت و نه احساسات زودگذر باشد.وقتي كتابي در برگيرنده ي اعتقادات و مفاهيم متناقض و افكار غيرمنطقي در رابطه با قوانين مربوط به يك قوم باشد دو مطلب را ثابت مي كند و آن اينكه:

1- اين كتاب از طرف خداوند نيست

2- اين كتاب از طرف خداوند است اما دچار تحريف شده است.

اگر ما به اين نتيجه برسيم كه كتابي دچار تحريف شده است از درجه ي اهميت آن كاسته مي شود. و نمي توان از آن به عنوان كتابي مرجع استفاده كرد. زيرا احتمال اين مي رود كه هر قسمت از كتاب دچار تحريف شده باشد و ما از آن آگاه نباشيم. حتي اگر دو كتاب داشته باشيم و ندانيم كدام يك دچار تحريف شده در اين صورت هيچ كدام از دو كتاب نمي توانند به عنوان مرجع استفاده شوند.

راجع به مطالب بلاگتون بايد عرض كنم آشناي ديرينه ي عزيز شما اگر تا ابد هم از تورات و انجيل بر رد قرآن دليل و مدرك بياوريد كه فايده اي ندارد. زيرا مسلمانان اين كتابها را تحريف شده مي دانند و هيچ مدركي از آن را قبول نمي كنند. شما بايد اشكالات قرآن را از درون خود قرآن كشف و ارائه كنيد. درست مثل من كه بعضي از تناقضات كتابهاي مقدس شما را از درون خود آنها و نه با استناد به قرآن در چند پست آينده ارائه مي كنم.

1- فصل 34 آيه ي 5 از كتاب تثنيه:

1-" And Moses the servant of the lord died there in Moab, as the Lord said. He buried him in Moab, in the valley opposite Beth Peor, but to this day no-one knows where his grave is."

( ببخشيد اگه ترجمه ي فارسي كتاب ها رو نداشتم و مجبور شدم از متن انگليسي استفاده كنم). در اين آيه نكته ي جالبي گفته شده. از مرگ موسي و محل دفنش درست همانجايي كه خدا امر فرموده بود. اما در پايان به اين نكته اشاره شده كه امروز هيچ كس از محل دفن او خبر ندارد! اين آيه به تنهايي اين قضيه را ثابت مي كند كه كتابهاي مقدس بعد از مرگ موسي ع نوشته شده است.

2- درسفر پيدايش بخش 46 آيه ي 15 دختران و پسران دانيال را نام برده است و تعداد آنها 34 نفر است اما بعد از آن اين آيه آمده است:

"All sons and daughters of him were thirty-three in all."

تعداد آنها جمعا سي و سه نفر بود.

3- در سفر خروج بخش 33 آيه ي 23 اينطور آمده:

"Then I will remove my hands and you will see my back; but my face must not be seen."

من دستانم را بر مي دارم و تو پشتم را خواهي ديد اما چهره ام نبايد ديده شود.

و در آيه 20 ام چنين آمده است:

"But he said if you can not see my face, for no one may see me and live."

به اين دليل نمي تواني چهره ام را ببيني كه هيچ كس نمي تواند بعد از ديدار من زنده بماند.

حالا آيه ي 11 ام را بخوانيد:

"The Lord would speak to Moses face to face, as a man speaks with his friend."

خداوند با موسي روي در رو مانند انساني كه با دوستش سخن مي گويد سخن مي گفت .

4- در جاي ديگري آمده:

"Three sons of Benjamin: bela, beker and jediael."

و در جاي ديگر از همان كتاب آمده:

"Benjamin was the father of bela his firstborn,ashbel the second Aharah the third Nohah the forth and

Rapha the fifth."

و درسفر پيدايش تعداد پسران بنيامين به ده تن مي رسد:

 

"The sons of benjamin, bela,beker,ashbel,gera,na aman, ehi, rosh moppim, huppim and Ard.

5- در كتاب سنت جان بخش 21 آيه ي 24 آمده:

"This is the disciple who testifies to these things and who wrote them down. We know that this testimony is true. Jesus did many other things as well. If every one of them were written down, I suppose that even the whole world would not have room for the books that would be written."

واقعا كه فوق العاده است. اگر تمام معجزات عيسي مسيح نوشته مي شدند حتي تمام دنيا گنجايش كتابهاي نوشته شده را نداشت. فرض كنيم عيسي مسيح ع در هر ثانيه از عمرش يك معجزه انجام داده باشد و ان معجزه بلافاصله نوشته شده باشد!!! كتابهاي نوشته شده مطمئنن از يك خانه هم تجاوز نخواهند كرد چه برسد به تمام دنيا! تازه  كميت كه مهم نيست كيفيت مهم است و پايداري و جاودانگي. تمام معجزات عيسي مسيح ع مختص زمان خودش بوده و در همان دوران هم مدفون شده است. من پيامبري را مي خواهم كه حتي اكنون كه در كنارم نيست اگر درخواست معجزه كنم رد نكند. من يك معجزه ي جاودانه مي خواهم. شق القمر معجزه ي جاودانه ي محمد است قرآن را رد كنيد با ماه چه مي كنيد؟؟؟ دستاوردهاي جديد علم نجوم معجزه ي پيامبر خاتم كه شما او را نبي كاذب خوانده ايد آشكار كرده است. (ببخشيد كه تخصصي نمي تونم توضيح بدم.) جديدا شكاف عميقي در ماه كشف شده است. فضا نوردان با مشاهده ي اون شكاف عميق مسلمان شدند. ( خودتون تحقيق كنيد بهتره)

 

به نظر خودم پنج اشكال خيلي هم زياده. در كتاب مقدس و وحي الهي حتي يك اشتباه هم نبايد وجود داشته باشه.

%%%

شما در پست آخرتون آيه ي 18 از فصل 18 كتاب تثنيه رو آوردين و گفتين پيامبر موعود محمد نيست و من با استناد به اين آيه و چند آيه ي ديگه به شما ميگم پيامبر موعود محمد هست. و شمايي كه به صحت كتاب مقدس ايمان داريد حتي لحظه اي رو هم نبايد براي مسلمان شدن درنگ كنيد.( سوء تفاهم نشه! اينجا هر كس از اعتقاداتش دفاع مي كنه نه اينكه بخوايم چيزي رو به كسي تحميل كنيم.)

 

((من نبی را برای ایشان از میان برادران ایشان مثل تو مبعوث خواهم کرد و کلام خود را به دهانش خواهم گذاشت و هر انچه به او امر فرمایم به ایشان خواهد گفت))

 

خب باز در همان كتاب تثنيه فصل 34 آيه ي 10 آمده است:

" since then no prophet has risen in Israel like Moses whom the Lord knew face to face."

در اين آيه اذعان شده است كه تا آن زمان بعد از موسي هيچ پيامبري از بني اسرائيل بر انگيخته نخواهد شد كه با خدا روي در رو سخن بگويد. البته اينجا بايد ذكر شود كه موسي ع از عيسي ع برتر بود بدين جهت كه از دو طرف به بني اسرائيل مي رسيد و حال آنكه عيسي ع تنها از طرف مادر به بني اسرائيل منسوب بود. پس در اينجا منظور عيسي ع نبوده است.

" و كلام خود را به دهانش خواهم گذاشت."

خوب اين هم كه به قرآن اشاره دارد. قرآني كه معجزه بودنش را در عصر ما با پيشرفت تكنولوژي ثابت كرده است. مي پرسيد چطور؟ به آزمايشات دانشمند ژاپني موتو اشاره مي كنم. اين بار " آب" شهادت مي دهد به پاكي و وحي بودن قرآن.( تحقيق بيشتر رو به خودتون واگذار مي كنم.)

 

بخش 18 آيه ي 19 از همان كتاب آورده شده:

"If anyone does not listen to my words that the prophet speaks in my name, I myself will call him to account."

زندگي محمد هم سرشار از پيروزي هاي شگفت انگيز در مقابل كفار است كه نشان از تحقق يافتن همين بشارت است.

"از ميان برادران ايشان" البته شجره ي محمد ص به اسماعيل برادر اسحاق مي رسد.همانطور كه شما خود در بلاگتان ذكر كرديد. پس مي بينيد كه آنقدر ها هم كه شما تاكيد كرده بوديد اين مرد بيگانه نيست. نكته ي قابل تامل اينجاست كه اعراب و يهود كه هميشه دشمنان يكديگر بوده اند چطور ممكن است از ميان دشمنان منجي ظهور كند؟ فاصله ي زماني چند صد ساله رو فراموش كرديد؟ ( اگه منظورم رو نرسوندم كامنت بذاريد تا بيشتر توضيح بدم.)

و حالا به آيه ي اول از فصل 33 از همان كتاب مي رسيم.

"The Lord came from Sinai and dawned over them from seir. He shone forth from mount paran.(نام ديگر كوه هاي مكه)

. He came with myriads of holy ones from south, from his mountain slopes.

خب در اين آيه ترتيب ظهور پيامبران الهي آمده است. موسي ع از سينا قوانين الهي را براي مردم آورد. و عيسي ع از سعير در فلسطين در كنار بيت الحم. و آخرين پيامبر هم در مكه ظهور كرده است.فاران نام ديگر كوه هاي مكه است. راستي قديسيني كه شما از اونها سخن مي گيد همون هايي نيستند خون مردم رو تو شيشه مي كردند و حال آنكه محمد گفت: لا اكراه في الدين. دوست عزيز شما اصلا تاريخ نمي دونيد. محمد و سربازانش اول از طريق گفتگو وارد شدند بعد مجبور به جنگ شدند. تازه نه با مردم كه با دولتهاي ستم پيشه. مثل خسرو پرويز خودمون! درسته خيلي ها مي گن عربهاي سوسمار خور اومدند تمدن با شكو.ه ايران رو خراب كردند اما به هر كتاب تاريخي هم كه ميخواين رجوع كنيد و ببينيد وضع فلاكت بار مردم در دوران اين پادشاه ستمكار رو. تازه بعد از فتح هر شهر هيچ كس به اجبار مسلمان نشد. كاري كه قديسين مسيحي كردند. مثلا زنده زنده كسي رو بسوزونند.  

 نزديك بيست آيه ي ديگر هم كه بشارت آمدن محمد را داده است وجود دارد( البته آنهايي كه من مي دانم) كه آوردن همه شان اين پست را بسيار طولاني مي كند اما در صورت تمايل كامنت بگذاريد تا اونها رو هم با هم مرور كنيم. شما گفتيد كتاب مقدس را بخوانيم و خداي واقعي را پيدا كنيم. پست بعدي من البته اگه بحث ديگري بوجود نياد راجع به همين مسئله خواهد بود.

 

 

نوشته شده توسط مريم در 8:6 |  لینک ثابت   •